خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: نیما محمدپور تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:40

ماجرای واقعی که در اینترنت خوندمیه شب سال ۸۵ خواب تنها تو خونه مجردیم خواب بودم. یه خواب ترسناکی دیدم که خیلی حالم رو بد کرد. از اینا که یه سری موجود ماورالطبیعه تو خواب دنبالتن و هی بیدار میشی و میخوابی و باز بقیه شو میبینی. خلاصه بعد یه مدت طولانی پاشدم تو تاریکی نشستم لبه تخت. عرق سردی رو پیشونیم نشسته بود

برچسب: نویسنده: نیما محمدپور تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:40

مردی با همسرش دعواشون شد و قهر کردند.

بعداز چند روز پشیمان شد و

باهمسرش تماس گرفت و گفت: من

دوست دارم با هم دوباره زندگی کنیم

همسرش گفت: یک لیوان رابردار و

محکم زمین بزن

مرد انجام داد

همسرش گفت:حالا میتوانی

خوردشده آنراجمع کنی؟

مرد گفت: بله چون استیل بود

زن گفت: خدا تورالعنت کند

عصربیا دنبالم

برچسب: نویسنده: نیما محمدپور تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:40

صفحه بندی